العلامة المجلسي
739
حياة القلوب ( فارسي )
نگفتم - وباعث نشد بر فراموشى - يا ترك آن - مگر شيطان ، وآن ما هي زنده شد به دريا رفت رفتنى عجيب » . قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ « موسى گفت : همان بود كه ما طلب مىكرديم ، وآنچه مىگويى نشانهء مطلوب ماست » ، فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً « 1 » « پس برگشتند از همان راه كه رفته بودند وپى پاى خود را ملاحظه مىكردند » فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً « 2 » « پس يافتند بندهاى از بندگان ما را كه داده بوديم به أو رحمتي از نزد خود - يعنى وحى وپيغمبرى - وآموخته بوديم به أو از نزد خود علمي چند » ، قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً « 3 » « گفت به أو موسى : آيا از پى تو بيايم به شرط آنكه تعليم نمائى به من از آنچه خدا به تو تعليم كرده است علمي را كه باعث رشد وصلاح من باشد ؟ » ، قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً « 4 » « خضر گفت : بدرستى كه تو استطاعت وتوانائى آن ندارى كه با من بيائى وصبر كنى بر آنچه از من مشاهده نمائى » ، وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً « 5 » « وچگونه صبر نمائى بر امرى كه ظاهرش بد است وبه باطنش علم تو احاطه نكرده است ؟ » . قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَلا أَعْصِي لَكَ أَمْراً « 6 » يعنى « موسى گفت : بزودى مرا خواهى يافت اگر خدا خواهد صبركننده ، ونافرمانى نخواهم كرد براي تو امرى را » ، قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلا تَسْئَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً « 7 » « خضر گفت كه : پس اگر از پى من آئى سؤال مكن مرا از چيزى تا خود احداث كنم از براي تو ذكر آن را » . فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها « پس موسى وخضر روانه شدند تا چون
--> ( 1 ) . سورهء كهف : 64 . ( 2 ) . سورهء كهف : 65 . ( 3 ) . سورهء كهف : 66 . ( 4 ) . سورهء كهف : 67 . ( 5 ) . سورهء كهف : 68 . ( 6 ) . سورهء كهف : 69 . ( 7 ) . سورهء كهف : 70 .